فتح خرمشهر گرامی باد
لاله های سرخ
در بیابانی همچو لاله زار از دور می نگرم و می شنوم صداهای جوانان و نو جوانانی که با
جاودانگی نقشی بر این خاک زدند . می شنوم صدای کسانی که با امید واری می رفتند و
صدای قدم زدنشان حتی مانند چه چه بلبل بود . می بینم چهره های خون آلود کسانی که بر
روی دست برادرانشان می افتادند و می بینم لاله های بر خون غلتیده ی آن جا را . در آن
لحظه سکوت حکم فرما بود ،شاید آن دور کسی کمک می خواست ،می شنوم صدای آن پرنده
های مهاجر را ، صدای خدا حافظشان را از آشیانه می نگرم، وقتی خون در رگهایشان به
سختی در جریان بود ولی آن ها می جنگیدند ، می شنوم شب جنگ بود ولی آنها با تبسمی بر
لب با خوشی حرف می زدند ،می شنوم صای آشنا ولی دور ، می نگرم قاصدکهایی که با پر
پر شدنشان نقشی ملیح بر صفحه ی خاک خونین شهر زدند .
مبینا ملکی اول راهنمایی