بار ها و بارها قصه آش سنگ در مراکز فرهنگی از جمله مرکز شماره یک گرگان گفته و روخوانی شده بود که مورد علاقه خیلی از اعضا قرار گرفته بود ولی شاید فکر نمی کردند این دیگ در شهر و یا کانون آنها نیز برپا شود تا اینکه امسال درآخرین روز از تابستان یعنی پنج شنبه ۳۱/۶/۹۰ اعضا با لوبیا های که کاشته و برداشت کرده بودند این دیگ گذاشته شد.
ابتدا چند نفر از اعضا نوجوان مرکز مسئول ثبت نام از بچه ها شده بودند و طی نشستی قرار گذاشتند که وسایل مورد نیاز را بین هم تقسیم کردند .
پنج شنبه صبح زود اعضاء یکی یکی در حالی که هر یک وسیله ای در دست داشتند یکی دیگ دیگری سطل نخود پخته -عدس -رشته و...وارد مرکز شده و همگی دور یک اجاق جمع شدند در این روز علاوه بر همیاری و همکاری، با طرز تهیه آش رشته و آش کشک آشنا شدند .و یک بار دیگر ولی بصورت ملموس مربیان قصه ی آش سنگ را بازگو کردند .همجنین در این روز طی مشورتی با اعضا و نشست بین مربیان فعالیتهای مورد علاقه ۶ ماه دوم سال نوشته و برنامه ریزی شد.