دوستي

در باغهاي دوستي /گم شدم پيدا شدم

از سر قله عشق /تا دوباره پر زدم شيدا شدم

قطره بودم /نا گهان دريا شدم

پر كلاغي تيره دل بودم /چو ماه  زيبا شدم

ذره اي بودم / دلي برنا شدم

عاشق دل پيشه اي بودم /ببين پويا شدم

 

                                                   ا مير حسين گلعلي پور

 

جشن روز درختکاری

 

 به مناسبت روز درختكاري و فصل بهار دانش آموزان دبستان استثنايي دخترانه گلسار در باغچه حياط

كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان مركز شماره يك گرگان گل كاري كردند و فصل بهار و طبيعت زيبارا به

تصوير كشيدند و در خصوص فصل بهار متن ادبي نوشته و کاردستی گلهاي كاغذي ساخته و از طبيعت

زيبا و گياهان عكاسي كردند .

 

 

 

عمو نوروز در مرکز

 

 

عمو نوروز در كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان

روز سه شنبه سيزدهم اسفند ماه عمو نوروز به مركز شماره يك گرگان آمد و به دانش آموزان طرح كانون مدرسه ( دبستان استثنایی گلسار ) عيدي داد، و براي دانش آموزان و مربيان و...آرزوي سلامتي و تندرستي كرد .

خداحافظی با یکی از دانش آموزان طرح کانون مدرسه

 

روز دوشنبه 12/12/1387كلاس خانم ابوالحسني پايه سوم دبستان فاطميه دو بود.

 در بين فعاليتها و كارگاههايي كه براي دانش آموزان در نظر گرفته بوديم معلم مربوطه براي مربيان مركز توضيح دادند  يكي از  دانش آموزان  آخرين روزي  است  كه به  مدرسه  مي  آيد و  قرار  است  به  همراه 

خانواده اش به تهران كوچ كند .

اين دختر خوب در فعاليتهاي مختلف مركز فعاليت داشته است .

مركز شماره يك گرگان به رسم ياد بود هديه اي به اين عضو ( دانش آموز )  فعال اهدا كرد و دانش آموزان كلاس به همراه مربيان و معلم مربوطه عكس يادگاري گرفتند.

مريبان مركز براي اين دانش آموز فعال دعاي خير كردند .

 

 

 

                                          به نام خدا

 خواهش

 -  خواهش مي كنم ،خواهش مي كنم ،فقط همين يه بار ، همين يه بار به حرفم گوش كنيد .

- آخه چي ميشه يك بار خودتون صداش كنيد .

 -نه امكان نداره ،او سهل انگاري كرده .

 -ازتون خواهش مي كنم ،اگه قبول كنيد ،ديگه هيچ چيز از شما نمي خوام .

 آنگاه .

.پسرك با صداي ساعتش از خواب برخواست و نمازش را خواند 

                                                      فرزانه نجفي كلاس دوم دبيرستان

 

    غريب

   روزها يكي پس از ديگري مي گذشتند ، آنقدر برايم تكراري شده بودند كه ديگر دوست نداشتم به آنها فكر كنم . لحظه ها آنقدر كند

مي گذشتند كه احساس مي كردم دارم پير و فرسوده ميشم  . انگار از ذهن ها حذف شده بودم . انگار هيچ كس منو  نمي ديد و در

كنج قفس ها از ياد برده بودند . هر وقت دستي به سويم دراز مي شد به اين فكر مي كردم كه چه مي شد كمي جلو تر بياد و منو  بر

داره  .

اما اين فقط يك اميد واهي بود و ديگر هيچ . وقتي مي خوابيدم ديگه دلم نمي خواست بيدار بشم ، كه ناگهان خود را در دستهاي نرم

و كوچكي احساس كردم و از خوشحالي در پوستم نمي گنجيدم . يعني من ،من تنها و بي كس تو دستاي  دختر كو چولو ... خداي

من اون چقدر از داشتن من خوشحاله ،يعني خوشحاليش بخاطر داشتن منه ؟يكسره منو ميذاره تو جيبش و

در مياره ،به صورتم بوسه ميزنه و و مدام نگاهم ميكنه . خداي من ... درسته مي خواد با من نماز بخونه . واي چه سجاده قشنگي ،

چقدر نرم و راحته ،حس مي كنم تو بهشتم . يه سجاده سفيد با گلهاو حاشيه قرمز ،ديگه داشتم اين رنگهاي زيبا را از ياد مي بردم .

چه حس قشنگي دارم . دوست ديرينه ام تسبيح هم اينجاست . چه بوي خوبي مياد ،بوي عطر گل محمدي ،خيلي وقت بود كه جز بوي

گرد و خاك چيزي به مشامم نرسيده بود . ديگه نمي دونم چطور حس خوبم را توصيف كنم . وقتي پيشانيش را روي صورتم گذاشت

من هم همراه با او زمزمه كردم . ((سبحان ربي الاعلي و بحمده ))چه آرامش عجيبي داشتم ،دلم نمي خواست سرش را از من جدا

كنه . نمازش تمام شده بود و مي خواست جا نمازش را ببنده كه احساس كردم دستي محكم منو مي فشاره. از خواب پريدم و خود را

در دستان پير زني ناتوان ديدم .   

                                                              فرزانه نجفي

همایش نجوم

دومين همايش نجوم و اختر شناسي

70 دانش آموز مقطع راهنمايي مدارس پسرانه در همايش نجوم شركت كردند.

 آقاي محمد حسن حاج حسيني عضو مجمع عمومي اختر شناسي بر ساوش درباره علم اختر شناسي سيارات و ستارگان براي دانش آموزان و مسئولين مدارس و حضار صحبت كردندو به سوالات نوجوانان پاسخ دادند.

آرزو داريم بتوانيم قدمهاي بزرگتري در راه توسعه ي دانش اختر شناسي و ترويج بينش علمي و خداشناسي بر داريم .

سخنی از بزرگان

میان فرزندان خود به عدالت رفتار کنید 

                                                          پیامبر اکرم ص